تلفیق لیلا حاتمی با حامد بهداد تلفیق خیلی قشنگتریه از مثلا تلفیق لیلا با بهرام رادان

من این زوج رو بیشتر از اون یکی پسندیدم .......با شوهرش ولی خوب از همه اینها

بهتره به نظر من ......

هر شب تنهایی رو مفت و مجانی رفتیم و وقتی دراومدیم من خیلی از مفتی بودنش

خوشحال بودم گر چه به اون مزخرفی که بعضیا میگفتن به نظر من نبود و چند تا صحنه

تاثیر گزار هم داشت .....

اما خوب همه اینا خیلی مهم نبود چون من از اول تا آخر این فیلم قربون صدقه حامد

بهداد میشدم.  راستش من از این بازیگر خوشوم میه . 

(مخصوصا با این گریم , حالا میگم چرا )  

یعنی به نظر من غیر مشهدی بودنش هیچ ایراده دیگه ای نداره

 اما یه چیزه دیگه که مدتهاست تو دلم دلمه بسته و بعضی وقتا منو حسرت خور میکنه

اینکه من وقتی مجرد بود و حتی حالا که سالهاست متاهلم همیشه دوست داشتم

جفتم یه همچین تیپی داشته باشه ....نمیتونم خیلی توضیح بدم که چی تو دلم بوده و

هست اما همیشه از این پسرایی که مو مشکین و یه ته ریش دارن ( اینش خیلی

مهمه ) اغلب بیشترشون عینکین و تو نگاه اول شبیه این بچه مذهبیای تحصیل کرده

دیده میشن (یعنی تلفیقی از پایبندی به یه سری اصول مذهبی با تحصیلات عالی ) 

دیدین بعضیا تو همون نگاه اول شبیه مردایی دیده میشن که به یه اصولی

پایبندن ؟ صورتهای خواستنیی دارند و در همون نگاه اول آدم ناخوداگاه این طور به

بنظرش میاد که این آدم خیلی قابل اعتماده و میتونه تکیه گاه مطمئنی باشه و خوش به

حال اون کسی که این تکیه گاهشه .....

نه هیچ وقت برا همسری هیچ علاقه به این تیپ های مثل گلزار یا رادان یا نواب صفوی یا

چه میدونم همین مکش مرگ ماهایی که تازه مد شدن نداشتم. ..اوووووق .

 نه من این طوری میپسندم یه خورده مذهبی و البته نجیب با کمی روشنفکریه

 مخصوص انواع تحصیل کردشون . در عین حال یه  خورده شر وشیطون و رمانتیک ...

باهوش و یه خورده بیشتر از یه خورده هم توپولی ....از این هیکلای کار شده

 و عضلانی  هم بدم میاد من توپولی میپسندم

( خوب احتیاج به توضیح هم نیست دیگه لابد که اگر دیدین تا چند وقت دیگه ازم خبری

نشد در حال طلاق داده شدنم و یعنی بهتر بگم در حال طلاق داده شدنم , هستند )

این یه چیزه خیلی دلی بود که نوشتم . تا حالا یادم نمیاد به کسی در این مورد حرفی

زده باشم . اونایی که زنن میفهمن که از آرزویی که دوست داشتی اگه حرف نزنی

 کم کم به مرور زمان تبدیل میشه به یه بغض ....برا همین فکر کنم خوب کاری کردم از

یکی از بزرگترین علاقهای تبدیل به حسرت شده ام نوشتم.........خوب شوهر من خیلی

اونی نیست که بشه اینجوری توصیفش کرد . البته تقصیر اون نیست , تعداد این آدما

خیلی کمه . مدتهاست که دیگه ندیدم یا تک و توکی دیدم  . این نسل

قات زده تو این مملکته ... . یه همچین آدمایی کمیاب شدن مثل هر چیز قابل اعتماد

کردن دیگه ای  .

بعضی وقتها که از این موجودات بی در وپیکره انسان نما میبینم با خودم فکر میکنم آخه

این دختره به چه حسابی به این اعتماد کرده و زنش شده یا دوست شده

باهاش ....الانم دیگه از خستگی چشام تقریبا جایی رو نمبینه بنابراین اگه زرت و زورت

دیگه سر این موضوع داشتم میزارم برا بعدا .............

 

زرت و زورت نوشت : اینا غریزه منه حتی اگه احمقانه و زشت و ... به نظر

بیاد . اما چه کنم غریزه منه .

 ( به قول دکتر که تو هبوط تا جایی که یادمه یه همچین جمله ای داره که نقل به مضمون

 میکنم که :خدا گفته در بیان دینتون حیا نکنید . حالا این دینه منه ...  )  حالا اینم  غریزه

 منه پس من پاش وایمیستم و حداقل ازاصالتش دفاع میکنم .  

من یک زن کاملا معمولیم با قریحه و غریزه کاملا معمولی که سعی در به کمال و تعالی

رسوندنشون رو هم اصلا ندارم .

این غریزه ها چه اصلی و چه فرعی چه ممنوع و چه مباح چه عصیان گونه و سرکش و

چه هذیان گونه و وحشی  چه ل خت و چه ماخوذ به حیا ماله منه .

 بعضیاش رنگ و بوی بغض گرفته و بعضیاش حسرت . بعضیاش رنگ دلتنگی گرفته و

بعضیاش تام و تمام یک مادره و  ...   .

اگه اینجا مینویسمشون برای اینکه هیچ وقت تو دنیای دهدهی و 0 _ 9  نمیگمشون اما

اینجا تو دنیای صفرا و یکا که کسی منو نمیشناسه خیلی راحت میتونم یله بشم .

همش که نباید از ته و بالای بچم یا قد و بالای شوهرم بگم که . من یه زنم . با تمام

وجودم این مادگی رو بدوش میکشم  .

من حاوی همه گونه احساسات سرکوب شده و مزخرف و  ... هم هستم که

بویی که از کمالات معنوی و تعالی روح انسانی نبردن هیچ , خیلی هم مایه آبروریزم

هستند  . اینجا از همشون میگم چون غریزه خانوم کاربردش برای من همینه .....

(شما هم به بزرگواری خودتان ببخشیدش , غریزه خانوم است دیگر . زن است و ناقص

 عقل . گاهی اوقات حرفی از روی نادانی میزند)

  ضمن اینکه فکر کنم اون شب از خستگی مفرط , خوب نتونستم بنویسم , که این طور

تداعی شده که بحث یه بازیگر بوده . نع , اون نوع سیستمی که توصیف کردم بود, ضمن

اینکه گریم اون بازیگر هم شبیه ... . منظورم اون بازیگر نبود , داشتم از کاراکتر یا یه تیپ

 به خصوص حرف میزدم

/ 7 نظر / 8 بازدید
خودم و خدا

دختر بشین سر درس و زندگیت[نیشخند]بی خیال فیلم و بازیگرا[نیشخند]

خودم و خدا

اینجور نگام نکن[نیشخند]مگه دروغ میگم یه پسر و دخترو میندازن وسط عشق و عاشقی راه میندازن هی سر جونا شیره میمالن از یه طرف توقعاتو میبرن بالا از یه طرف چیزای بد اموز میدن خلاصه من میگم فیلمای ایرانی با بازیگرای بی هویت و بی شخصیتو بی اخلاقشونو باید گل گرفت[چشمک]

نیلوفر

نمی دونم چرا ولی من هیچوقت یه بازیگرو انقدر نپسندیدم

ميترا

گوووووووووفييييييييي! بيدار شوووووووو كارتون والت ديسني "گوفي" رو يادته كه تا ميومد يه كاري كنه خوابش ميبرد ادامه اون كار رو تو خواب با بهترين وجه ميديد و راوي داستان اونو با اين صوت صدا ميزد گوووووووفيييييي. عجيب اين پستت رو خوندم يا اون كارتون افتادم خواستم بيدارت كنم ....:))))) دختر اينا چيه ميگي هزيون ميگي ! نميترسي ....... پسملي رو ببوس. آپم دوست داشتي سر بزن. بوووووووسسس

رشنو

غریزه ما چیزیست که سالهاست سرکوب شده و نمیدانم اگر این دنیای صفر و یک نبود خیلی از زنهای سرکوب شده چون من چه میکردند... خوشحال میشوم وقتی زنی را میبینم که از ارزوهای سرکوب شده خود مینویسد... حس میکنم تنها نیستم .