حال همه من خوب است ( جمله بود یعنیییی ) باور کنید .

احساس سرخوشی میکنم به مقدار خیلی فراوان و از ته اعماق درون ....

نه سرخورده ام نه فرسوده نه متنفر .  البته که روز پنجشنبه از سر خرابی حالم یکی از

بزرگترین دعواهای زندگیم  رو با شوهری به ثمر رساندم و تمام دلخوریم را به نمایندگی

از خودمان اینا بر سر اون طفلکی به نمایندگی از اونطرفیا اینا خالی کردم اما الان حالم

خوبه دیییییگه . بهش فکر نمیکنم چون هر سختی که ما رو نکشه قویترمون

میکنه . پس جایی برای سرخوردگی نمیمونه .

همه هفته گذشته و فعلی رو به آنفولانزای وحشتناکی گذراندم که نفهمیدم خوکی بود ؟

مرغی بود ؟ ... ولی مطمئنم از باغ وحش اومده بود . چون لامصب وحشی بود اصلا .

  بدجوری ما رو کوبوند زمین . یعنی تصور کن اگر چه تصور کردنش سخته که در

 عرض چهار روز شش عدد آمپول ...! فکر کنم میانگین ساعتی  و دقیقه ای هم بشه

گرفت ازش ... این اواخر آمپول خورمان انقدر ملس شده بود که نمیفهمیدیم کی میزد

و میرفت تزریقاتیه ... . خلاصه تو عمرمون انقدر جزو آدم نشدیم که کلکسیونر بشیم و

کلکسیون چیزی رو جمع کنیم ولی خوب این چند روز شدیم کلکسیون انواع و اقسام درد

 و بلاها ... شوهری انصافا برایمان سنگ تمام گذاشت طلفکی ... دلمان برایش میسوزد

حیوانک اصصصصصصصصلا در زوجه ابتیاع کردن شانس نیاورد  .   

و از آنجایی که همیشه زپلشک آید و زن زاید و  مهمان ز در آید .این هفته  یکهههههههو

سکه افتااااااااد پایین و قیمت طلا هم سیر نزولی پیدا کرد . ( البته یکهو که نبود و سیر

نزولیش از دو هفته قبل شروع شده بود) 

یعنی سکه بدجور پایین افتاده و همچنان هم همونجا ثابت مونده ( لامصب یه قرون هم

نمیکشه بالا ) مثلا الان نیم 130 تومنه در حالیکه یادمون باشه که در همین یک ماهه

اخیر تا 137تومن هم بالا رفت ولی در ضمن باید این رو هم در نظر داشت که سکه و طلا

در ایران خیلی هم تابع بازار های جهانی نیستند و کاملا مناسبتی عمل میکنند و

مطمئنن با تموم شدن محرم و صفر و نزدیک شدن به شب عید بالا میکشند

پسسسسسسسس : سکه بخرید تا رستگار شوید

 فکر نمیکنم از این پایین تر بره . الان بهترین موقعیت خریده

پینوشت : این تیکه آخر رو که مینوشتم یهو جو پرویز گیلانی بودن گرفت منو . نمیدونم

 چه قدر با نوشته هاش آشنایی دارین .خودم از شهروند  امروز و ایران  دخت ...     

.

.

بعدا نوشت : مینویسم که بعدا که دیدمش لذتشو مزه مزه کنم . الان من دارم نت

گردی میکنم و شوشو شام درست میکنه . بعد تازه عمق فاجعه اینجاست که من از

صبح جز یک قلم کلاس رفتن همش تو خونه بودم و اون طفلی از صب سر کار ...این

 هنوز از نتایج اون مریضی اس هاااا . یعنی روال برنگشته به سابق ولی آی فاز میده

بقییه زنها رو نمیدونم ولی من این جور مواقع بسی لذت می فورانم ( البته تجربه بهم

ثابت کرده من مقدار متنابهی بی چشم و رو تر از بقیه جماعت نسوان هستم )  .....آخ

آدم روحش تازه میشه ...شاه میشه ... خنده میشه ...جوون میشه ...انار پوست کنده

 میشه ...

فکر کن آدمیزادی که من باشم لنگ رو لنگ انداخته اینجام و  اون , آشپزخونه ....کلا فکر

کنم اگه همینطور پیش بره آمادگیشو دارم که یک تنه  انتقام تمام زنهای ضعیفه تاریخ رو

از مردهای ....

نه الان که فکر میکنم میبنم به مقدار خیلی کمتر از یک ابسیلون  در اون اعماق درون

احساس وجدان درد ما را قلقلک میدهد...

 

 

/ 8 نظر / 9 بازدید
نیلوفر

مقتصصصصصصصصصصصصصصد. اقتصاااااااادی. اقتصادداااااااان. حقوقدااااااااااان. پولدوووووووووست. پوول پرسسسسسسسسست شوخی می کنم. ولی خوب فکری. حالا کو پولش؟؟؟؟؟؟؟؟[متفکر]

ميترا

دوست جونم اولشو خييييلي خوب اومدي اما آخرش "وجدان درد و اينا" ، ميگم جون به جونمون كنن زنيم ديگه ..... اولش لذت ميبريم اما يه چند دقيقه كه ميگذره ..... وجدانه قلقلكمون ميده . ولي در كل تجربه خوبي بود.

مانلی

منم دو هفته است با این سرماخوردگی درگیرم و هنوز کاملا خوب نشدم.

خودم و خدا

خوب چرا اینجور نگام میکنی[نیشخند]نشد بیام[خجالت]

خودم و خدا

وای مگه دستم بهت نرسه هنوزم که عریزه اصلیو عوض نکردی مگه نگفتم عوض کن[نیشخند]

شما همتون دروغگویین

سلام.. سال نو مبارك… در وبلاگستان آمديم عيد ديدني …جايي كه نرفتيم..لا اقل اينجا تو نت بياييم.. سال خوبي داشته باشي دوستم پر از شادي.اندكي كمتر سهمگين.. به روزم…